زندگي فاصله ي آمدن و رفتن ماست...

۱۳۸۸ اسفند ۱۵, شنبه

سلاااااااااااااااااااااام به دوستاي گلم. خوبين چيكارا ميكنين؟ به قول معروف دماغتون چاقه؟؟!!!!!

بببخشيد از اينكه اينقدر دير آپ كردم 3 روز اينترنتم قطع بود اين چند روزم سرم خيلي شلوغ بود نتونستم بيام...

به هر حال الان اومدم با يه شعر خيييييييلييييييييي قشنگ كه اميدوارم خوشتون بياد...

تا بعد و نظر يادتون نره!!!!!

شب آرامی بود ، می روم در ایوان ، تا بپرسم از خود ،
زندگی یعنی چه !؟
مادرم سینی چایی در دست ، گل لبخندی چید ، هدیه اش داد به من ،
خواهرم ، تکه نانی آورد ، آمد آنجا ، لب پاشویه نشست ،
پدرم دفتر شعری آورد ، تکیه بر پشتی داد ، شعر زیبایی خواند ،
و مرا برد ، به آرامش زیبای یقین ،
با خودم می گفتم :
زندگی ، راز بزرگی ست که در ما جاری ست ،
زندگی ، فاصله ی آمدن و رفتن ماست ،
رود دنیا ، جاری ست ،
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است ،
وقت رفتن ، به همان عریانی ، که به هنگام ورود ، آمده ایم ،
دست ما در کف این رود ، به دنبال چه می گردد !؟
هیچ !!!
زندگی ، وزن نگاهی ست که در خاطره ها می ماند ،
شاید این حسرت بیهوده که در دل داری ،
شعله ی گرمی امید،  تو را ، خواهد کشت ،
زندگی ، درک همین اکنون است ،
زندگی ، شوق رسیدن به همان فردایی ست ، که نخواهد آمد ،
تو نه در دیروزی ، و نه در فردایی ،
ظرف امروز پر از بودن توست ،
شاید این خنده که امروز ، دریغش کردی ،
آخرین فرصت همراهی با ، امید است ،
زندگی یاد غریبی ست که در حافظه ی خاک ، به جا می ماند ،
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه ی برگ ،
زندگی ، خاطر دریایی یک قطره ، در آرامش رود ،
زندگی ، حس شکوفایی یک مزرعه ، در باور بذر ،
زندگی ، باور دریاست در اندیشه ی ماهی ، در تنگ ،
زندگی ، ترجمه ی روشن خاک است ، در آیینه ی عشق ،
زندگی ، فهم نفهمیدن هاست ،
زندگی ، پنجره ی باز به دنیای وجود ،
تا که این پنجره باز است ، جهانی با ماست ،
آسمان ، نور ، خدا ، عشق ، سعادت با ماست ،
فرصت بازی این پنجره را دریابیم ،
در نبیندیم به نور ، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم ،
پرده از ساحت دل ، برگیریم ،
رو به این پنجره با شوق ، سلامی بکنیم ،
زندگی ، رسم پذیرایی از تقدیر است ،
وزن خوشبختی من ، وزن رضایتمندیست ،
زندگی شاید ، شعر پدرم بود که خواند ،
چای مادر ، که مرا گرم نمود ،
نان خواهر ، که به ماهی ها داد ،
زندگی شاید آن لبخندی ست ، که دریغش کردیم ،
زندگی ، زمزمه ی پاک حیات است ، میان دو سکوت ،
زندگی ، خاطره ی آمدن و رفتن ماست ،
لحظه ی آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست ،
من دلم می خواهد ، قدر این خاطره را دریابم

3 دیدگاه

نظر خود را ارسال کنید

  1. لایرا
    ۱۵ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۲۷

    سلام سلام سلام دوست جونننننننننننننننننننننمممممممممممممممممممممممممممممممممممم
    دلم واست یه ذره شده بودااااا هی میومدم سر می زدم که ببینم آپی یا نه!!!
    خواهش می کنم عزیزم وظیفه ام بود به هرحال دوست جون خودمی!!!
    خیلی شعر خوشگلی بود دستت درد نکنه!!!:)
    خوشحالم که خوب شدیییییییییییییییییییییییییی (چرا اینجا اسمایلی نداره؟؟؟؟خوب نیست که!!!!هیییییییییییی هییییییییییییییییی)

  2. لایرا
    ۱۶ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۸:۲۹

    _____&&& &&&___ من آپم
    ____&&&&&&___
    ___&&&*&&**__ بدو بيا
    ______**&&**__
    _______**&&**__
    ________**&&**____^منتظرما!!
    _______ __$$&$$$_______________$&$$$
    ______$$&&1111$$$&&_________ &&1111$$&&
    ___$$&&111111111$$$&&____&&1111111111$$&&
    ___$&1111111111111$$&&__&&111111111111$$$&
    __$&1111111111111111$$&&111111111111111$$$&
    __$&111111111$$$$1111$$1111$$$$111111111$$$&
    _$$11111111$$$$$$$$$1111$$$$$$$$$1111111$$$&
    _$$11111111$$$$$$$$$$1$$$$$$$$$$$11111111$$&
    _$$11111111$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$111111111$&
    __$11111$$$$$$ ♥♥اپم ♥♥بدو بيا$$$$$$$$111111$$&
    __$&1111111111$$$$$$$$$$$$$$$$11111111111$&
    ___$111111111111$$$$$$$$$$$$111111111111$&
    ____&11111111111111$$$$$$111111111111111&
    _ ____&11111111111111$$11111111&&111$$&&
    ____ __&&1111111111111111111111&&11$&&
    ______ __&&111111111111111111111&&1&
    _________ _&&11111111111111111$&_&&
    __________ ___&&111111111111$$&___&&


    آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآپ

  3. فرهاد
    ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱:۵۹

    مادرم سینی چایی در دست ، گل لبخندی چید ، هدیه اش داد به من ،
    ba in kheili hal kardam

Post a comment