داستان طناب

۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه

سلااااااااااااااااام دوستاي گلم...

امروز داشتم تو اينترنت چرخ ميزدم كه يهو يه داستان خيلي جالبو پيدا كردم.

راستش حيفم اومد براتون نزارمش چون خيلي داستان قشنگيه و مطمئنم كه تا سالها توي ذهنتون باقي ميمونه...

خوب اميدوارم كه ازش خوشتون بياد

پس فعلا تا بعد باي

نظرم يادتون نره!

تصويري زيبا از 700 كيلومتري كره ي زمين

۱۳۸۸ اسفند ۲۱, جمعه

 (سرزمین ما ایران چه زیبا است ..)

ولي خدايييش خيلي خوشگله نه؟
اينم آپ!

نظر يادتون نره!!!!

تا بعد...






زندگي فاصله ي آمدن و رفتن ماست...

۱۳۸۸ اسفند ۱۵, شنبه

سلاااااااااااااااااااااام به دوستاي گلم. خوبين چيكارا ميكنين؟ به قول معروف دماغتون چاقه؟؟!!!!!

بببخشيد از اينكه اينقدر دير آپ كردم 3 روز اينترنتم قطع بود اين چند روزم سرم خيلي شلوغ بود نتونستم بيام...

به هر حال الان اومدم با يه شعر خيييييييلييييييييي قشنگ كه اميدوارم خوشتون بياد...

تا بعد و نظر يادتون نره!!!!!